چند وقتیست دلم حال عجیبی دارد...
چند وقتیه که میخوام بنویسم براتون از چند تا کتابی که خوندم دوست داشتم
تیکه هایی از اون کتابارو بذارم براتون ولی خب الان فقط میخوام بگم که چه کتابایی اند،
اول کتاب جانستان کابلستان آقای امیرخانی که یه بار دیگه ام راجع بهش حرف زده بودم،
اصلن به ظنر و انتقاد هیشکس کاری ندارم همه اونا با جا و بی جا ،سر جای خودشون.
برای من حداکثر صداقت که در قلم این نویسنده هست مهمه.
اینکه "تعصب بی جا" روی هیچ مسئله نداره و اونچه که در ذهنش میگذره،
حتی با دیدگاه اینکه بخواد جذاب بشه نوشته ش،میاره و مینویسه..
این کتاب هم همینطوره مث همه ی کتابایی که خوندم ازشون.
پیشنهاد میکنم درصورت یه طرفه به قاضی نرفتن،یعنی اگه یه کمی انصاف و جنبه و
کمی خود نگهداری! ، دارید برید بخونیدش.
یه کتاب دیگه کتاب "کمی دیرتر" از آقای سید مهدی شجاعی هست اگر اشتباه نکنم،،،
که بسیاااار بسیییاااار داغ دلمو زنده کرد و میدونم شما هم بخونید قبول میکنید،
دوست ندارم بگم راجع به چیه که مث من از خوندنش لذت ببرید،
ایشون هم صداقت داشتن ،یعنی این صداقت حس میشه،
حالا این حس من درسته و یا غلطه در اصل،با خود این نویسنده های عزیز و خدای خودشون،
بقول یک بنده خدا نه مارو تو قبر کسی میذارن نه کسی رو تو قبر ما ،پس بهتره خودمون باشیم...
فعلن همین دوتارو گفتم تا بعدن بقیه رو بگم..
اما میدونم که ارزششو داره بخرید و بخونید و به دیگران هم بدین بخونن.....
از اینکه همراهیم میکنین ممنونتونم....
----------------------------------------
چند وقتیست دلم پی وزن میگردد...
برای آنچه که میخواهد از دلش بگوید...
از تو بگوید...
برای تو...
حال میدانم..خوب میدانم
که وزن هم تویی....قافیه و سجع نیز...
شعر و دفتر و قلم همه از تو
و حال و هوا هم همه از گوشه نگاهت
و عشق نیز...............................................................................................
مــــــــــــــــــــاه من؟؟؟؟!!