این روز های یک دل بسته....
سلام.
زندگی در بودن نیست...در "شدن"ه ....شدن چیزی که قبلن نبودیم!!!
این جمله رو خیلی دوست دارم
این روز های غم های زیادی میبینم
درد دل بیشتری میشنوم
حتی حرفای بقول من "اعصاب تحریک کن" بیشتری میشنوم
حرفایی که یه سری از روی بچگی و احساساتشون بهم میزنن...
اما این روز ها احساس میکنم دیدم بزرگ تر شده...دیگه تو لاک خودم نیستم
که فقط مشکل خودمو چند تا دورو بری هامو ببینم....این روز ها ....درد من..درد مردم زمانه است....
اوهوم ...واقعن این شعر رو حالا خوب میفهمم..............
این روز ها کتاب نویسنده ی خوش قلم و دوست داشتنیم رو میخوندم ...کتاب
"جانستان کابلستان" از آقای "رضا امیرخانی" عزیز...
وب سایتشون رو تو لینک هام میذارم.پیشنهاد میکنم کتاب هاشو اگه نخوندید بخونید..آخرین کتابی که
ازشون منتشر شد" قیدار" هست.هنوز نخوندمش.
اشک میریزم با نوته هاش...از ته دل میخندم....و درس میگیرم از صداقت و بزرگی و مردونگی و
روشن بینی و ... و و و .....ایشون!
امیدوار خدا حفظشون کنه ....خدا "لی جی " رو هم براتون حفظ کنه استاد خوب....
این روز ها بیشتر یاد دیدار با آقا تو چالوس میوفتم..دلم بدجوری هوای اون دیدار رو کرده...
اگر بتونم براتون انشاالله عکس هاش رو میذارم...
این روز ها.....به "بی منتظر" ی خودم(!!!!) بیشتر پی میبرم...
اینکه چقدر کم کار ام..چقدر عمرم رو بیهوده میگذرونم...
این روز ها تصمیم بر دوباره خوندنه دروس امسالم و یکبار دیگه امتحان دادن جدی تر میشه...
این روز ها بیشتر نگران محمد و مریم و زهره( ها) و محمد صادق و علی بابا و مرتضی و محمد مهدی و
مرجان و آرزو (ها) و سمیرا و زهرا و شادی و لیلا و مریم و فاطمه و شقایق و نیایش و
بیتا و بهاره و حتی یسنا ام...
این روز ها دل کندنم از .......و دل بستنم به ......بیشتره...
این روز ها بیشتر حس میکنم که چقدر دلم زخم خورده ست..
این روز های بوی توبه داره برا ی من که سال قبل این موقع ها مست بودم..........
مست جرعه ای از جام وصال...........
این روز ها دلتنگترم برای بوی غریب مدینه...
این روزها خییییلییییی هوایی ام..............
همه ی روزهاتون رو به خدا میسپارم..........................
مــــــــــــــــــــاه من؟؟؟؟!!